تبلیغات
MISS ROZA FOLLOW //21\\ Show Theme tumblr_inline_npp1neYAvW1ry72eo_500.gif گـــالــریـ~ــ الــــ اﻤـ اچــ ـ - داستان تصویری

   گـــالــریـ~ــ الــــ اﻤـ اچــ ـ       

    

     داستان تصویری
جمعه 10 اردیبهشت 1395 × 03:23 ب.ظ
از خواب بیدار شدم و به جلوم نگاه کردم


عروسک کوچولوم رو گرفتم و بعد یه چیزی دیدم که خیلی تعجب کردم


یه بستنی رو میز دیدم و پریدم سمتش


خیلی خوشمزه بود از بس خوب بود خوشحال شدم و خندیدم


خیلی خوشمزه بود 


بعد موندم چیکار کنم حوصلم سر نره 


تصمیم گرفتم برم بیرون
یه کم به خودم رسیدم


و از خونه زدم بیرون 


یهو توی راه یه چیزی دیدم 



دوست خنگم رو دیدم :)
که عینک گذاشته بود


رفتم پیشش 
با هم کلی خل و چل بازی در آوردیم




قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید :))))))


چه داستان زیبا و آموزنده ای بود واقعا 

خسته نباشم 


   
בخــــتـ♬ـــر خــ☀ــوبــــ ×کـامـنـت()